تبليغاتX
آپادانا
وبلاگی با موضوعات مختلف
 
دكتر علي شريعتي

 

حسين ( ع )  بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس

 كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و

 بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند

|+| نوشته شده توسط بردیا در یکشنبه 30 دی1386  |
 
 

          پا به پای غریب پدر

نیلوفر کبود و کوچک اهل بیت امامت

          حضرت رقیه (س)          

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بردیا در یکشنبه 30 دی1386  |
 

 

تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما 

 

 

|+| نوشته شده توسط بردیا در شنبه 29 دی1386  |
 

 

 

 

تحریفات در واقعهء تاریخی کربلا

معنی تحریف و انواع آن
عوامل تحریف

معنی تحریف و انواع آن

    تحريف در زبان عربي از مادّه حرف به معني منحرف كردن چيزي از مسير اصلي خود که داشته است و یا باید داشته باشد. به عبارت دیگر تحریف نوعی تغییر و تبدیل است، ولی تحریف مشتمل یر چیزی است که کلمهء تغییر و تبدیل نیست. شما، اگر کاری کنید که جمله ای، نامه ای، شعر و عبارتی آن مقصودی را که باید بفهماند، نفهماند و مقصود دیگری را بفهماند، می گویند شما این عبارت را تحریف کرده اید. قرآن كلمه تحريف را به خصوص در مورد يهوديان به كار برده و اگر تحقيقي جامع انجام بدهيم، بيشتر خبرگزاريهاي تبليغاتي جهان در دست يهوديان بوده و يا خط دهنده آنها به طريقي با يهوديان در تماس است مانند آسوشيتدپرس براي يونايتدپرس .
    تحریف انواعی دارد که مهمترین آنها عبارت است از: تحریف لفظی و تحریف معنوی.
تحريف لفظي اين است كه ظاهر مطلبي را عوض كنند يعني از يك جمله گفتاري حذف يا اضافه شود يا جملات را پس و پيش كنند.
تحريف معنوي اين است كه ظاهر مطلب را عوض نمي كنند يعني در لفظ تصرف نمي شود ولي آنرا طوري معنا مي كنند كه خلاف گوينده مطلب را بيان مي كند، بعبارتي ديگر طوري تفسير مي كنند كه با بيان و عمل آن فرق مي كند لذا تحريف معنوي بسيار خطرناكتر از لفظي است.
    مانند: در روزي كه مسجد مدينه را بنا كردند جناب حضرت عمار فوق العاده زحمت صادقانه مي كشيد پيامبر(ص) هم در حق او فرمودند: يا عَمّار، تقتلك الفئة الب
اغية؛ اي عمار تو را گروهى طاغي و سركش به شهادت مي رسانند. لذا وقتي عمار در صفين در سپاه حضرت علي(ع) بود وزنه بزرگي براي حضرت محسوب مي شد، افراد ضعيف الايمان هم كه سخن رسول خدا(ص) را شنيده بودند تا وقتي عمار شهيد نشده بود هنوز مطمئن نبودند جنگي را كه در ركاب علي (ع) مي كنند به حق است يا نه؟ وقتي هم كه عمار شهيد شد ناگهان فرياد از همه بلند شد كه حديث پيامبر صادق آمد و مثل آفتاب روشن بود كه گروه طاغي سپاه معاويه است. با استناد به آيه نهم سوره حجرات ( وَ اِن طائفَتان اِلي اَمْرالله) پس به نصّ قرآن بايد به نفع لشگريان حضرت علي (ع) عليه سپاه معاويه وارد جنگ شد. اين قضيه تزلزلي در لشكر معاويه ايجاد كرد. معاويه كه هميشه با حيله كار خود را پيش مي برد به يك تحريف معنوي دست زد. چون كه گفتار پيامبر(ص) را نمي شد تحريف لفظي كرد زيرا اقلاً پانصد نفر در آن زمان اين مطلب را از پيامبر(ص) شنيده بودند و شهادت مي دادند كه فرمايش پيامبر را  شنيده ايم.
   
عدّه اي از سپاه معاويه به معاويه اعتراض كردند كه عمار را ما كشتيم، معاويه به آنها گفت اشتباه نكنيد، عمار را علي(ع) آورده و او موجب كشته شدن عمار شده است. عمر و عاص ملعون دو پسر داشت يكي مانند خودش دنياپرست و فاسق بود ولي ديگري نستباً مؤمن كه عبدالله نام داشت، در جلسه اي كه عبدالله حاضر بود همين مغلطه معنوي را به كار بردند، عبدالله گفت: اين چه حرفي است كه مي زنيد عمار در لشگر علي(ع) بوده پس علي(ع) او را كشته است، بنابراين حمزه سيدالشهداء عموي پيامبر
كه در احد به شهادت رسيد، پيامبر او را كشته است؟ معاويه به عمر و عاص مي گويد: چرا جلوي پسر بي ادبت را نمي گيري؟
    
     با كمال تاسف تحريفات زياد
ى در حادثه عاشورا وارد شده كه موجب مسخ كردن و كم اثر كردن قضيه شده است و متأسفانه به قول شهيد استاد مطهري براي مصيبت امام حسين (ع) و اهل بيتش (س) به خاطر آنهمه زجرهاي روحي و جسمي و ضربات شمشيرها نبايد گريست بلكه بايد به خاطر مظلوميت و دروغ پردازيهايي گريست كه مقام حضرت ابي عبدالله الحسين (ع)
را متنزّل مي كند.

مثلاً گفته اند:
    1ـ ليلا مادر علي اكبر(ع) نذر كرده
كه
اگر فرزندم سالم بماند از كربلا تا مدينه ريحان خواهم كاشت، بعدها علما با سند رد نمودند اولاً حضرت در كربلا حضور نداشته، ثانياً منطقه فيمابين كربلا و مدينه براي كشت ريحان بلا امكان است، ثالثاً مسافت بين آن دو شهر سيصد فرسنگ است.
    2ـ گفته اند امام حسين(ع) در كربلا سيصد هزار نفر را كشته است، اگر فرض شود هر ثانيه يك نفر را بكشد براي اين تعداد هشتاد و سه ساعت و بيست دقيقه وقت لازم است.


عوامل تحریف

 یک نوع عوامل عمومی است، یعنی بطور کلّی عواملی وجود دارد که تواریخ را دچار تحریف می کند و اختصاصا به حادثهء عاشورا ندارد.
مثلاً همیشه اغراض دشمنان، خود، عاملی است برای اینکه حادثه ای را دجار تحریف کنند. دشمن برای اینکه به هدف و غرض خود برسد، تغییر و تبدیلهائی در متن تاریخ ایجاد و یا توجیه و تفسیرهای ناروایی از تاریخ می کند و این نمونه های زیادی دارد که در تحریف واقعهء کربلا هم این عامل دخالت داشته است.
    عامل دوم
عامل دوم، تمایل بشر به اسطوره سازی و افسانه سازی است و این در تمام تواریخ دنیا وجود دارد، بهترین دلیلش این است که مردم برای نوابغی مثل بوعلی سینا و شیخ بهایی چقدر افسانه جعل کردند! مثلاً می گویند بوعلی  در مدّتی که در اصفهان تحصیل می کرد، گفت من نیمه های شب که برای مطالعه بر می خیزم، صدای چکّش مسگرهای کاشان نمی گذارد مطالعه کنم. رفتند تجربه کردند، یک شب دستور دادند مسگرهای کاشان چکش نزنند، آن شب را بوعلی گفت آرام خوابیدم و یا آرام مطالعه کردم. این جور چیزها اختصاص به حادثهء عاشورا ندارد، مردم دربارهء بوعلی هر چه می گویند، بگویند ، به کجا ضرر می زند؟ به هیچ جا. امّا افرادی که شخصیّت آنها، شخصیّت پیشوایی است، قول آنها، عمل آنها، قیام آنها، نهضت آنهاست و حجّت است، نباید در سخنانشان، در شخصیّتشان، در تاریخچه شان تحریفی واقع شود.
   عامل سوم
عامل سوّم یک عامل خصوصی است. دو عامل گفته شده در تمام تواریخ دنیا هست، ولی در خصوص حادثهء کربلا یک جریان و عامل بالخصوصی هست که سبب شده است در این داستان، جعل واقع شود.
    پیشوایان دین از زمان پیغمبر اکرم و ائمه اطهار دستور اکید داده اند که باید نام حسین بن علی (ع) زنده بماند، باید مصیبت حسین بن علی (ع) هر سال تجدید شود، چرا؟ این چه دستوری است در اسلام، چرا ائمه دین اینهمه به این موضوع اهتمتم داشتند، و چرا برای زیارت حسین بن علی (ع) انیهمه ترغیب و تشویق است؟.....
    حسین (ع) مکتب عملی اسلام را تأسیس کرد. حسین (ع) نمونهء عملی قیامهای اسلامی است. خواستند مکتبش زنده بماند، خواستند سالی یکبار امام (ع) با آن نداهی شیرینش و آن انگیزه اش ظهور کند؛ برای همیشه زنده بماند. هر چه ما در این راه کوشش کنیم بشرط آنکه هدف آن را تشخیص دهیم بجاست. امّا متأسّفانه عده ای این را نشناختند، خیال کردند بدون اینکه مردم را با فلسفهء قیام حسینی و مکتبش  آشنا کنند و مردم را عارف به مقامات حسینی کنند، همین قدر که آمدند و نشستند و نفهمیده و ندانسته گریه ای کردند، کفّاره گناهان است. بعضی می گویند هدف وسیله را مباح می کند. هدف که خوب باشد، وسیله هر چه باشد،شد! اینها هم گفتند ما یک هدف مقدس داریم و آن گریستن بر امام حسین(ع) است که کار خوبی است و باید گریست، به چه وسیله بگریانیم؟؟؟
    گفتند اشک جاری می شود یا نه؟ همین قدر که اشک جاری شود اشکال ندارد! شیپور بزنیم، طبل بزنیم، به بدن مرد لباس زن بپوشانیم، عروسی قاسم بگیریم، جعل کنیم، تحریف کنیم، در دستگاه امام حسین(ع) این حرفها مانعی ندارد و ....  در نتیجه افرادی دست به جعل و تحریف این واقعهء بزرگ زدند.

برگرفته از کتاب حماسه حسینی ، اثر استاد شهید مطهّری

|+| نوشته شده توسط بردیا در سه شنبه 25 دی1386  |
 
 

 

 

           اگر دلت شکست و هوای حرمش چشماتو بارونی کرد

                                ما رو فراموش نکن

                                    التماس دعا

 

 

|+| نوشته شده توسط بردیا در یکشنبه 23 دی1386  |
 

 

 

 

 

 

              گزیده ای از دعای امام حسین (ع) در روز عرفه

 

« حمد و سپاس خدایی را سزاست که تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی‌شکند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی‌دارد و هیچ آفریده‌ای به پای شباهت مخلوقات او نمی‌رسد....
جهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من، تو را باز نداشت از این‌که راهنمایی‌ام کنی به سوی صراط قربتت و موفقم گردانی به آنچه رضا و خشنودی توست....
پس هرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتی؛ هرچه از تو خواستم، عنایتم فرمودی؛هرگاه اطاعتت کردم، قدردانی و تشکر کردی؛ و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم، بر نعمت‌هایم افزودی؛ و این‌ها همه چیست؟ جز نعمت تمام و کمال و احسان بی‌پایان تو!؟...
من کدام یک از نعمت‌های تو را می‌توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر بسپارم؟...
خدایا! الطاف خفیه‌ات و مهربانی‌های پنهانی‌ات بیشتر و پیشتر از نعمت‌های آشکار توست....
خدایا ! من را آزرم‌ناک خویش قرار ده آن‌سان که انگار می‌بینمت.من را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس می‌کنم....
خدایا! من را با تقوای خودت سعادت‌مند گردان و با مرکب نافرمانی‌ات به وادی شقاوت و بدبختی‌ام مکشان. در قضایت خیرم را بخواه و قدرت برکاتت را بر من فرو ریز تا آنجا که تأخیر را در تعجیل‌های تو و تعجیل را در تأخیرهای تو نپسندم. آن‌چه را که پیش می‌اندازی دلم هوای تاخیرش را نکند و آنچه را که بازپس می‌نهی من را به شکوه و گلایه نکشاند....
پروردگار من!...
من را از هول و هراس‌های دنیا و غم و اندوه‌های آخرت، رهایی ببخش و من را از شر آنان که در زمین ستم می‌کنند در امان بدار....
خدایا! به که واگذارم می‌کنی؟ به سوی که می‌فرستی‌ام؟ به سوی آشنایان و نزدیکان؟ تا از من ببرند و روی بگردانند؛ یا به سوی غریبان و غریبه‌گان تا گره در ابرو بیافکنند و مرا از خویش برانند؟ یا به سوی آنان که ضعف مرا می‌خواهند و خواری‌ام را طلب می‌کنند؟...
من به سوی دیگران دست دراز کنم در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمام‌دار من؟
ای توشه و توان سختی‌هایم! ای هم‌دم تنهایی‌هایم! ای فریادرس غم‌ها و غصه‌هایم!ای ولی نعمت‌هایم‌!...
ای پشت و پناهم در هجوم بی‌رحم مشکلات! ای مونس و مأمن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی‌کسی! ای تنها امید و پناه‌گاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگی! ای کسی که هر چه دارم از توست و از کرامت بی‌انتهای تو! تو پناه‌گاه منی؛ تو کهف منی؛ تو مأمن منی؛ وقتی که راه‌ها و مذهب‌ها با همه فراخی‌شان مرا به عجز می‌کشانند و زمین با همه وسعتش، بر من تنگی می‌کند، و....
اگر نبود رحمت تو، بی‌تردید من از هلاک‌شدگان بودمو اگر نبود محبت تو، بی‌شک سقوط و نابودی تنها پیش‌روی من می‌شد....
ای زنده! ای معنای حیات؛ زمانی که هیچ زنده‌ای در وجود نبوده است....
ای آن‌که با خوبی و احسانش خود را به من نشان دادو من با بدی‌ها و عصیانم، در مقابلش ظاهر شدم...
ای آن‌که در بیماری خواندمش و شفایم داد؛ در جهل خواندمش و شناختم عنایت کرد؛ در تنهایی صدایش کردم و جمعیتم بخشید؛ در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند؛ در فقر خواستمش و غنایم بخشید؛...
من آنم که بدی کردم من آنم که گناه کردم ، من آنم که به بدی همت گماشتم ، من آنم که در جهالت غوطه‌ور شدم، من آنم که غفلت کردم، من آنم که پیمان بستم و شکستم من آنم که بدعهدی کردم ...و ...
... اکنون بازگشته‌ام. بازآمده‌ام با کوله‌باری از گناه و اقرار به گناه. پس تو در گذر ای خدای من! ببخش ای آن‌که گناه بندگان به او زیان نمی‌رساند. ای آن‌که از طاعت خلایق بی‌نیاز است و با یاری و پشتیبانی و رحمتش مردمان را به انجام کارهای خوب توفیق می‌دهد....
معبود من! اینک من پیش روی توأم و در میان دست‌های تو....
آقای من! بال گسترده و پرشکسته و خوار و دلتنگ و حقیرم. نه عذری دارم که بیاورم نه توانی که یاری طلبم، نه ریسمانی که بدان بیاویزم و نه دلیل و برهانی که بدان متوسل شوم. چه می‌توانم بکنم وقتی که این کوله‌بار زشتی و گناه با من است!؟ انکار!؟ چگونه و از کجا ممکن است و چه نفعی دارد وقتی که همه اعضاء و جوارحم، به آن‌چه کرده‌ام گواهی می‌دهند؟...
خدای من! خواندمت، پاسخم گفتی؛ از تو خواستم، عطایم کردی؛ به سوی تو آمدم، آغوش رحمت گشودی؛ به تو تکیه کردم، نجاتم دادی؛ به تو پناه آوردم، کفایتم کردی؛...
خدایا! از خیمه‌گاه رحمتت بیرونمان نکن. از آستان مهرت نومیدمان مساز. آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان. از درگاه خویشت ما را مران....
ای خدای مهربان! بر من روزی حلالت را وسعت ببخش و جسم و دینم را سلامت بدارو خوف و وحشتم را به آرامش و امنیت مبدل کن و از آتش جهنم رهایم ساز....
خدای من! از تو آن حاجتی را ‌خواهم، كه اگر عنایت فرمایی، محرومیت از غیر از آن، زیان ندارد و اگر عطا نکنی هرچه جز آن عطا كنی منفعت ندارد. یا رب! یا رب! یا رب!...
خدای من! این منم و پستی و فرومایگی‌ام . و این تویی با بزرگی و کرامتت . از من این می‌سزد و از تو آن ......
چگونه ممکن است به ورطه نومیدی بیفتم در حالی که تو مهربان و صمیمی جویای حال منی....
خدای من! تو چقدر با من مهربانی با این جهالت عظیمی که من بدان مبتلایم! تو چقدر درگذرنده و بخشنده‌ای با این همه کار بد که من می‌کنم و این همه زشتی کردار که من دارم....
خدای من! تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله‌ای که من از تو گرفته‌ام....
تو که این قدر دلسوز منی! ......
خدایا تو کی نبودی که بودنت دلیل بخواهد؟ تو کی غایب بوده‌ای که حضورت نشانه بخواهد؟ تو کی پنهان بوده‌ای كه ظهورت محتاج آیه باشد؟...
کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند. کور باد نگاهی که دیده‌بانی نگاه تو را درنیابد. بسته باد پنجره‌ای که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود. و زیانکار باد سودای بنده‌ای که از عشق تو نصیب ندارد....
خدای من! مرا از سیطره ذلت‌بار نفس نجات ده و پیش از آنکه خاک گور، بر اندامم بنشیند از شک و شرک، رهایی‌ام بخش....
خدای من! چگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی! چگونه سستی بگیرم، چگونه خواری پذیرم که تو تکیه‌گاه منی! ای آن‌که با کمال زیبایی و نورانیت خویش، آن‌چنان تجلی کرده‌ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده....
یا رب! یا رب! یا رب! »

|+| نوشته شده توسط بردیا در یکشنبه 23 دی1386  |
 

 

     ایام سوگواری سرور ازادگان جهان  رابه شما                             تسلیت می گوئیم

 

|+| نوشته شده توسط بردیا در شنبه 22 دی1386  |
 
 
بالا